زود برگشتم خونه

به‌قلمِ‌ آسمان‌ پنجشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۴. ساعت 11:10

صبح هنوز سیرنشده ‌از خواب، حاضر شدم خودم رو رسوندم. ساکت کنار ایستاده بودم که کسی کاری باهام نداشته باشه. ترجیح می‌دادم خودشون کاراشون رو پیش ببرن. اما یهو انگار یادشون افتاده باشه، فیلمبرداریِ کار رو سپردم دست من. خواستم شونه خالی کنم اما کس دیگه‌ای نبود هر کی یه گوشه‌ی کار رو گرفته بود. دلم می‌خواست زودتر تموم شه برگردم خونه.
و تا تموم شد، خداحافظی کردم اومدم.

تو یکی نِه ای هزاری تو چراغِ خود بیفروز
شجاع نباشی مُردی.
نوشته های تازه