دستهای خاک
بهقلمِ آسمان
چهارشنبه ششم اسفند ۱۴۰۴. ساعت 15:20
«پاییز در ایوان خانه نشسته است
و من به دستهای خاک فکر میکنم
که حتا اگر تمام جنازهها را بپوشاند
موهای تو چون گندمزاری
از لای انگشتهایش بیرون میزند.»
› کتابِ هیچچیز مثل مرگ تازه نیست
› گروس عبدالملکیان › نشر چشمه › ص ۲۰
› با این شعر یاد مادرم افتادم..؛
پاییز و پر کشیدنش و گندمزار موهاش.. و خاک سرد.