وقتی که خواب بوده‌ای

به‌قلمِ‌ آسمان‌ دوشنبه ششم مرداد ۱۴۰۴. ساعت 1:37

«بگذار حرفی که زدم
بنشیند آرام مثل برف
مثل وقتی که
صبح بیدار می‌شوی و می‌بینی، آه خدای من...

این‌ همه در شب اتفاق افتاده،
وقتی که خواب بوده‌ای،
آنجا، آن بیرون، جهان
گرته‌گرته
سراسر شده برفِ بی‌صدا

و بهار هم که شد،
بگذار حرف عین برف
از همان راه که آمده
برود
همان‌قدر طبیعی
بگذار
همچنان که زمزمه‌گر آب می‌شود
ناپدید شود.»

تو یکی نِه ای هزاری تو چراغِ خود بیفروز
شجاع نباشی مُردی.
نوشته های تازه