کاکتوس طفلی هی غش می‌کرد

به‌قلمِ‌ آسمان‌ چهارشنبه دهم دی ۱۴۰۴. ساعت 23:55

چند روز پیش نمی‌دونم کی اومده رد شه، خورده بود به گل کاکتوس و ریشه‌ش زده بوده بیرون و از خاک جدا شده افتاده بود. هی صاف می‌کردم دوباره غش می‌کرد.
امروز وقتی گلدونام رو آب دادم و افشانه زدم، رفتم سراغ کاکتوس طفلی. واسه این‌که تیغاش تو دستم نره، تنه‌ش رو با انبر سالاد آروم بلند کردم بعد خاک رو خوب گود کردم و دوباره گذاشتمش تو خاک و با چاقو دورش رو سفت کردم. نوازشگرانه قربون‌صدقه‌ی همه‌شون رفتم و گرم آشپزی شدم.

تو یکی نِه ای هزاری تو چراغِ خود بیفروز
شجاع نباشی مُردی.
نوشته های تازه