بلَک‌بِلَست بارونی

به‌قلمِ‌ آسمان‌ سه شنبه نهم دی ۱۴۰۴. ساعت 12:6

موسیقی گذاشتم و بی‌حوصله از همه‌چی نشستم ساکت بلَک‌بِلَست بازی کردم اما تمام مدتی که بازی می‌کردم اشکام پی‌در‌پی میومد. دلم گرفته‌تر از اون بود که گریه‌م دست خودم باشه.. مدت‌ها بود گریه نکرده بود‌م. خوبه..، قلبم قدری سبک می‌شه این‌قدر درد نمی‌گیره.

تو یکی نِه ای هزاری تو چراغِ خود بیفروز
شجاع نباشی مُردی.
نوشته های تازه