بگذار دردم بین شاعرها بپیچد

به‌قلمِ‌ آسمان‌ یکشنبه بیست و سوم آذر ۱۴۰۴. ساعت 13:56

ای کاش می‌شد آسمان آسان بگیرد
ابری بیاید، ساعتی باران بگیرد

بغضی بپیچد در گلوی گردبادی
صحرا به صحرا در دلم طوفان بگیرد

بگذار با هر آهِ کوتاهِ جگرسوز
یک درد تازه در دلم سامان بگیرد

هی راه‌حل و چاره و درمان نیاور
من که نمی‌خواهم غمم پایان بگیرد

یک عمر دست عقل دادم زندگی را
یک‌بار بگذار از دلم فرمان بگیرد

بگذار دردم بین شاعرها بپیچد
شاید قلم در دست آن‌ها جان بگیرد

تو یکی نِه ای هزاری تو چراغِ خود بیفروز
شجاع نباشی مُردی.
نوشته های تازه