اما هزار بار مردن را چشيده بود

به‌قلمِ‌ آسمان‌ پنجشنبه ششم آذر ۱۴۰۴. ساعت 20:7

«دو بار زيسته بود
يک بار بر بال‌هاى اندوه سوار وُ
يک بار
بال‌هايش از اندوه؛
دو بار زيسته بود
يک بار شبيهِ خودش وُ
يک بار در كشمكشِ خود بودن؛
دو بار زيسته بود
يک بار عشقى پنهانى داشت وُ
يک بار
پنهانى، عشقِ كسى بود

در جزيره‌اى كه آدم‌هايش از درخت‌ها كمتر بودند
وَ هر نقطه‌ى آبى، اقيانوسى بود در شعرى

دو بار زيسته بود وُ اما
هزار بار مردن را چشيده بود
بر هر روى سكه‌ى زندگى..»

تو یکی نِه ای هزاری تو چراغِ خود بیفروز
شجاع نباشی مُردی.
نوشته های تازه