دودش میره تو ریه و رویاش رو می‌بینن :)

به‌قلمِ‌ آسمان‌ دوشنبه دهم مرداد ۱۴۰۱. ساعت 20:12

چه شیرین..، نوشته بود ژول و لیز و مارتی، کوچیک که بودند، رویاهاشون رو نقاشی‌می‌کردن، یه چیزی زیرش می‌نوشتن، بعدش آتیش می‌زدن و چه بامزه لیز می‌گفت حالا دودش وارد ریه‌ی مردم می‌شه و شب همین رویاهای ما رو می‌بینن :)

تو یکی نِه ای هزاری تو چراغِ خود بیفروز
شجاع نباشی مُردی.
نوشته های تازه