انگار که عذرخواهیِ دنیاست
بهقلمِ آسمان
یکشنبه هجدهم دی ۱۴۰۱. ساعت 0:5
از دیشب تا الان کمتر از یه ساعت خوابیدم. دیگه از گرسنگی کتری رو پر کردم گذاشتم رو شعله. امیدوارم امروز به تموم کارام برسم.
حال کسی رو بهخاطرِ کار، و اینکه بهش نیاز دارید نپرسید. این رفتار قشنگی نیست. هر وقت که به کسی نیاز نداشتی، جویای حالش شدی؛ معرفت نشون دادی.
«پاداش هر بار در آغوش کشیدنِ تو،
انگار که عذرخواهیِ دنیاست
از منی که تمامِ دردها را تحمل کردهام.»