غم اگر به كوه گويم بگريزد و بريزد
بهقلمِ آسمان
یکشنبه یکم مرداد ۱۴۰۲. ساعت 18:16
گفت "میخواستم بیام دنبالت ببرمت سر خاکِ مامان اما گفتم شاید نیای." گفتم "نمیتونستم بیام حالم خوش نبود خوابیده بودم و هر کی هم زنگ زد نتونستم جواب بدم."
این چندروز اونقدر حالم بد بوده که قابل بیان نیست. عصر رفتم روی ترازو و خودم رو وزن کردم دیدم تو این سهچهار روز دو کیلو کم کردم. بهسختی کارها رو انجام میدم حتی اغلب منصرف میشم و فقط دراز میکشم استراحت میکنم تا بهتر میشم. بهقول ابتهاجِ عزیز، "غم اگر به کوه گویم بگُریزد و بریزد".